در تاریخ اقتصاد دیجیتال ایران، چند تجربه وجود دارد که نه فقط یک رویداد موقت بودهاند، بلکه زخم عمیقی بر پیکره اکوسیستم رمزارزها باقی گذاشتهاند. یکی از برجستهترین آنها، تجربهای است که شاید در کشورهای دیگر کممانند باشد: وقتی اینترنت کشور به طور گسترده قطع شد، اما بازار کریپتو هنوز نفس میکشید و حتی فعالتر از قبل عمل میکرد. این پارادوکس عجیب — شبکه جهانی ارتباطات که خاموش میشود، اما بازار غیرمتمرکز و جهانی رمزارزها زنده میماند — تجربهای است که فعالان حوزه بلاکچین و معاملهگران ایرانی هرگز فراموش نمیکنند.
از نیمه دی ۱۴۰۴، اینترنت بینالمللی ایران در بیش از ۲۸۰ ساعت قطعی گسترده قرار گرفت، به طوری که سطح دسترسی به اینترنت جهانی به حدود ۱ درصد کاهش یافت و بسیاری از کسبوکارهای دیجیتال و خدمات آنلاین برای روزها از دسترس خارج شدند. چنین خاموشیِ طولانیمدت، در ادوار قبلی نیز رخ داده بود و پیامدهای اقتصادی عمیقی برای استارتاپها و بخشهای آنلاین کشور برجای گذاشت. اما در همان حال که اینترنت جهانی در ایران قطع شده بود، بازار رمزارزها نهت نها به کلیت خاموشی تسلیم نشد، بلکه رفتارهای نوظهور و پویایی در آن شکل گرفت؛ تجربهای که سوالهای بزرگتری دربارهی ماهیت غیرمتمرکز، قدرت جامعه معاملهگران و انعطاف اقتصاد دیجیتال ایران مطرح میکند. در این مقاله به ابعاد مختلف این رفتارها پرداخته میشود.
آنچه باید بدانید:
- دسترسی به اینترنت جهانی ستون اصلی کارکرد بلاکچین تلقی میشود. حتی شبکههای غیرمتمرکز بدون اتصال جهانی عملا فلج میشوند.
- استراتژیهای مدیریت ریسک باید با محدودیتهای دسترسی همخوانی داشته باشند. حد ضرر، انتقال فوری دارایی و موقعیتهای باز بدون اتصال اینترنت قابل اجرا نیستند.
- پلتفرمها و کاربران باید آماده راهکارهای پشتیبان باشند. استفاده از شبکههای ماهوارهای، مش یا روشهای ذخیره آفلاین میتواند حداقل عملکرد حیاتی را حفظ کند، هرچند کامل نیست.
خاموشی ارتباطات؛ از اختلالهای پراکنده تا قطع کامل اینترنت
اوایل ژانویه ۲۰۲۶، ایران شاهد یکی از عمیقترین و طولانیترین قطعهای اینترنتی در تاریخ خود بود؛ قطع اینترنتی که نه فقط اختلالهای پراکنده بود، بلکه بر اساس گزارشهای بینالمللی یک خاموشی نزدیک به کامل اینترنت بینالملل به وجود آورد. از ۸ ژانویه ۲۰۲۶، به دلیل ناآرامیهای گسترده داخلی، بسیاری از سرویسهای بینالمللی اینترنت در ایران به طور کامل قطع شد و سطح دسترسی کاربران ایرانی به شبکه جهانی به حدود ۱٪ رسید، حتی در برخی ساعات نزدیک به صفر بود. این وضعیت، که از آن به عنوان «خاموشی دیجیتال» یاد میشود، یکی از طولانیترین نسخههای قطع اینترنت در کشور بوده و در بسیاری از مناطق حتی خدمات پایهای نیز به خاطر محدودیتهای ارتباطی مختل شد.
برخلاف تجربههای قبلی مانند بسته شدن اینترنت جهانی در سال ۲۰۱۹، این بار وضعیت به طور سیستماتیکتر و گستردهتر بود و شامل بخشهای مهمی از خدمات ارتباطی شد. این خاموشی، علاوه بر پیامدهای اجتماعی و سیاسی، عملا تمام زیرساختهای آنلاین از تجارت تا خدمات مالی را تحت تاثیر قرار داد و باعث ایجاد اختلال جدی در فعالیتهای دیجیتال شد. بسیاری از کسبوکارها، فروشگاههای آنلاین و خدمات مبتنی بر اینترنت بلافاصله با چالش دسترسی به مشتریان و کاربران بینالمللی مواجه شدند و نتوانستند به شکل معمول به فعالیت خود ادامه دهند. در این شرایط، اکوسیستم کریپتو در ایران نیز در کانون تغییرات قرار گرفت؛ بازاری که برخلاف سنت معمول، در حالی که اینترنت جهانی قطع بود، همچنان تلاش میکرد تا فعال بماند و عوامل داخلی و خارجی را برای حفظ تراکنشها دور بزند.
سناریویی قابل پیشبینی، اما با ابعادی بیسابقه
قطع اینترنت در ایران از نگاه بسیاری از تحلیلگران و ناظران، چندان بیسابقه نیست؛ تجربههای مشابهی در سالهای گذشته نیز رخ داده بود، اما شدت و مدت این خاموشی متفاوت بود. گزارشهای بینالمللی نشان میدهند که این خاموشی نه فقط یک اختلال فنی، بلکه واکنشی در پاسخ به ناآرامیهای داخلی بوده و به تدریج از یک اختلال مقطعی به یک shutdown کامل اینترنت تبدیل شده است.
تفاوت اصلی این دوره با موقعیتهای پیشین در این بود که قطع اینترنت تا بیش از ۴۰۰ ساعت ادامه یافت — یک رکورد بیسابقه که نه تنها دسترسی به شبکههای اجتماعی و پیامرسانها را محدود کرد، بلکه امکان تبادل دادههای مالی، تراکنشهای آنلاین و حتی استفاده از ابزارهای غیرمتمرکز را نیز دشوار ساخت.
تحلیلگران حوزه فناوری معتقدند که این نوع خاموشیها در کشورهای دیگر نیز دیده شدهاند، اما ترکیب طولانی بودن، عمق قطعی و تاثیر بر هسته فعالیتهای اقتصادی دیجیتال باعث شد تا این دوره برای فعالان اکوسیستم کریپتو ایران به تجربهای کاملا متفاوت تبدیل شود. نکته کلیدی اینجاست که برخلاف خاموشیهای معمول در آن زمان که اغلب کوتاهمدت بودهاند، این بار بازارهای مالی دیجیتال و تراکنشهای بینالمللی تحت فشار بیسابقهای قرار گرفتند. در نتیجه، فعالان بازار و تحلیلگران اقتصادی از همان ابتدا این سناریو را قابل پیشبینی توصیف کردند، اما ابعاد گسترده و طول مدت آن باعث شد تا پیامدهای اقتصادی و شبکهای بسیار فراتر از انتظارات اولیه باشد.
صرافیها پیش از قطعی چه کردند؟ اقدامات احتیاطی و محدودیتها
همزمان با خبرهای اولیه درباره احتمال اختلال یا محدودیت در دسترسی به اینترنت، چندین صرافی رمزارز داخلی و بینالمللی فعال با کاربران ایرانی اقدامات احتیاطی را آغاز کردند تا دارایی مشتریان را محافظت کنند و خطرات بازار را کاهش دهند. برخی از این اقدامات شامل توقف موقت برداشتها یا واریزها، تقویت پیامهای امنیتی به کاربران و محدود کردن فعالیتهای حساس بود.
در حالی که اطلاعات رسمی دقیق از همه صرافیها منتشر نشده، گزارشهای تحلیلی نشان میدهد که بسیاری از صرافیهای بزرگ در ایران، از جمله آنهایی که بیش از ۸۰٪ تراکنشهای ایرانی را تسهیل میکردند، در روزهای پیش از خاموشی اینترنت امیدوار بودند بتوانند ضررهای احتمالی را به حداقل برسانند، اما محدودیتهای دسترسی به شبکه باعث شد برخی راهکارهای استاندارد مدیریت ریسک مثل احراز هویت دومرحلهای یا رهگیری غیرمعمول تراکنشها بهطور موقت بیاثر شوند.
علاوه بر این، صرافیها در برخی موارد تلاش کردند اطلاعرسانی به کاربران درباره نحوه استفاده از ابزارهای جایگزین اتصال اینترنتی (مانند شبکههای ماهوارهای محدود یا VPNهای خاص) را افزایش دهند تا کاربران بتوانند بدون اتصال عادی به اینترنت، به کیف پولها و مبادلات خود دسترسی پیدا کنند. در سطح جهانی نیز برخی پلتفرمهای بینالمللی که به ایرانیان سرویس میدادند، برای محافظت از کاربران در برابر نوسانات ناگهانی قیمت و افت نقدینگی موقت، پیشنهادهایی مانند بستن موقعیتهای باز یا اعمال محدودیت در اهرمهای سنگین را ارائه کردند. این اقدامات نشان داد که صرافیها تا حدی آمادهی مواجهه با بحران بودند، اما پوشش کامل ریسکهای ناشی از قطع گسترده اینترنت همچنان یک چالش بزرگ باقی ماند.
وقتی همه راهها بسته شد؛ قطع SMS، احراز هویت و دسترسی کاربران
یکی از پیامدهای عمیقتر از خاموشی اینترنت، مسدود شدن سرویسهای پیامکی (SMS) و اختلال در ابزارهای احراز هویت بود که فعالیت کاربران در پلتفرمهای دیجیتال را پیچیدهتر کرد. بسیاری از سیستمهای صرافیها، کیف پولها و خدمات مالی آنلاین بر ارسال کدهای احراز هویت یا پیامهای هشدار از طریق پیامک تکیه داشتند، اما در دوره قطعی اینترنت گسترده، این امکانات نیز به طرز جدی مختل شد.
از طرفی، حتی ابزارهای جایگزین مثل شبکههای داخلی یا شبکههای محدود محلی به دلیل وابستگی به اینترنت بینالملل، قادر به تضمین اتصال مطمئن برای احراز هویت نبودند و این مسئله باعث شد که بسیاری از تراکنشهای حساس، برداشتها و فعالیتهای مهم مالی چندین بار به تعویق بیفتند یا حتی به طور کامل ناکام بماند.
این وضعیت همچنین باعث شد تا تعدادی از کاربران رمزنگاری برای گذر از محدودیتها به روشهای غیرمتعارف پناه ببرند، از جمله استفاده از شبکههای مش (mesh networks) یا شبکههای ماهوارهای برای همگامسازی تراکنشها با بلاکچین جهانی. هرچند این ابزارها به طور کامل جایگزین اینترنت معمول نشدند، اما مثالهایی از انعطاف و نوآوری در اکوسیستم را نشان دادند.
توقف مدیریت ریسک؛ کاربران در برابر بازار ۲۴ ساعته
بازار رمزارزها ذاتا ۲۴ ساعته و پرنوسان است؛ اما این ویژگی زمانی به نقطه ضعف تبدیل میشود که ابزارهای مدیریت ریسک، دسترسی به دادههای لحظهای و ارتباطات مطمئن قطع شوند. در زمان خاموشی اینترنت در ایران، بسیاری از معاملهگران با بازاری روبهرو شدند که هیچ مکثی در نوسانات نداشت، در حالی که خودشان از دسترسی مستقیم به قیمتها و ابزارهای تحلیلی محروم بودند.
این وضعیت منجر به افزایش ریسک معاملات شد. معاملهگرانی که معمولا با هشدارهای قیمت و ابزارهای اتوماتیک مدیریت ریسک معامله میکردند، حالا مجبور بودند به طور دستی و با تاخیر در دادهها تصمیمگیری کنند، که احتمال خطا و ضرر را بسیار افزایش داد. همچنین، فقدان امکان ردگیری سریع بازار به وسیله ابزارهای تحلیلی، باعث شد فرصتهای سودآور از دست برود یا ضررها بزرگتر شود.
بسیاری از کاربران گزارش دادند که حتی باز کردن یا بستن موقعیتهای معاملهای با تاخیر انجام شد، یا سیستم صرافی به طور موقت اجازهی اعمال استراتژیهای حد ضرر و حد سود را نمیداد؛ شرایطی که در بازار پرنوسان کریپتو، میتواند تفاوت بسیار قابل توجهی را در نتیجه سرمایهگذاری ایجاد کند.
این بخش از تجربه بازار ایران نه فقط درباره قطع اینترنت است، بلکه یادآور اهمیت مدیریت ریسک و ابزارهای ارتباطی مطمئن برای عملکرد موثر در بازارهای جهانی است؛ موضوعی که فعالان بعدا به عنوان یک درس کلیدی از این دوره عنوان کردند.
معاملات در وضعیت خاکستری؛ چه چیزی متوقف شد و چه چیزی ادامه داشت؟
وقتی اینترنت بینالملل در ایران تقریبا به صفر کاهش پیدا کرد و ارتباطات جهانی قطع شد، بازار رمزارزها وارد یک وضعیت کاملا خاکستری و نبود شفافیت عملیاتی شد که میتوان آن را یکی از بیسابقهترین تجربیات بازار دانست. بر اساس مقالات و گزارشهایی که در وبسایتهای ایرانی منتشر شده، بسیاری از کاربران در صرافیهای متمرکز نه تنها نمیتوانستند سفارشات جدید ثبت کنند، بلکه حتی موقعیتهای باز قبلی را هم نتوانستند مدیریت کنند؛ این مسئله باعث شد که ابزارهای استاندارد مدیریت ریسک مانند حد ضرر (stop-loss) به طور کارآمد عمل نکنند و سرمایههای زیادی تحت ریسک قرار بگیرند.
در این وضعیت، تنها بخش کوچکی از فعالیتهای بازار ادامه یافت: کاربران با کیفپولهای شخصی توانستند داراییهای خود را مشاهده کنند، اما برای ارسال تراکنش به شبکه نیاز به ارتباط با نودهای شبکه داشتند؛ یعنی عملا حتی اگر تراکنش را امضا میکردند، اطلاعات آن به بلاکچین ارسال نمیشد.
بحران قیمتها؛ چرا نرخهای نمایشدادهشده قابل اتکا نبودند؟
در دوره خاموشی اینترنت، یکی از مشکلات بحرانی بازار این بود که قیمتهای نمایشدادهشده در پلتفرمها قابل اتکا نبودند. وقتی ارتباط با صرافیهای جهانی و دادههای لحظهای قیمت قطع میشود، تنها قیمتهایی که نمایش داده میشوند، قیمتهای محلی و غیرهمگامشده با بازار جهان هستند. در چنین شرایطی عرضه و تقاضا در یک محیط بسته شکل میگیرد و این باعث میشود نرخهای داخلی با بازار جهانی فاصله قابل توجهی داشته باشند.
چنین وضعیتی باعث شد قیمت استیبلکوینها و رمزارزها در صرافیهای داخلی حباب شدید و بیسابقهای پیدا کنند؛ چرا که بازار داخلی بسته و بدون اطلاعات قیمتهای جهانی عمل میکرد و هیچ مرجع معتبری برای تعیین ارزش واقعی داراییها وجود نداشت.
در واقع، وقتی قیمتها از بازار بینالمللی جدا میشوند، قیمتهای داخلی بیشتر به فاکتورهای روانی، سفتهبازی و کمبود نقدینگی وابسته میشوند تا به ارزش واقعی بازار جهانی — وضعیتی که میتواند زیانهای بزرگی را برای معاملهگران ایجاد کند.
چرا بلاک چین بدون اینترنت جهانی عملا از کار میافتد؟
با وجود این که مفهوم بلاکچین مبتنی بر شبکههای توزیعشده و غیرمتمرکز است، در عمل بلاکچینهای عمومی مثل بیتکوین و اتریوم برای تایید و ارسال تراکنش نیازمند اتصال به نودهای شبکه هستند. این نودها باید همزمان با دیگر گرههای شبکه در سراسر جهان ارتباط داشته باشند تا بتوانند تراکنشها را در بلاکها قرار داده و زنجیره را بهروزرسانی کنند؛ فرایندی که بدون اتصال اینترنت بینالملل عملا غیرممکن است.
در قطع اینترنت، حتی اگر شما یک تراکنش را به صورت محلی امضا کنید، این تراکنش به شبکه گسترده بلاکچین منتقل نمیشود و بنابراین نمیتواند تایید شود یا در بلوک قرار گیرد. ابزارهای جایگزینی مثل شبکههای ماهوارهای یا مش (mesh) شاید برای انتقال دادهها به صورت محدود قابل استفاده باشند، اما آنها نیز در نهایت به نوعی ارتباط با اینترنت جهانی برای اعتباربخشی تراکنش نیاز دارند.
دو چالش همزمان صرافیها؛ امنیت دارایی و ناپایداری زیرساخت
در بحران خاموشی اینترنت، صرافیها با دو چالش جدی همزمان روبرو شدند؛ امنیت دارایی کاربران و پایداری بسیار پایین زیرساخت. صرافیها تلاش کردند با تدابیر امنیتی، دارایی کاربران را محافظت کنند و از برداشتهای غیرمجاز جلوگیری کنند.
برخی پلتفرمها محدودیتهایی را بر برداشت اعمال کردند و هشدارهای امنیتی بیشتری به کاربران فرستادند تا از خطرات احتمالی آگاه شوند. در سطح جهانی نیز به طور موقت اقدامات مدیریت ریسک برای جلوگیری از نوسانات شدید اتخاذ شد، مانند محدود کردن اهرمها یا بستن موقعیتهای باز.
از سوی دیگر، ناپایداری زیرساخت باعث شد تا خودِ عملیات معمول صرافیها مختل شود. انتقال داراییها، تایید تراکنشها و دستیابی به دادههای قیمت روز جهانی نیازمند اینترنت بود؛ در حالی که شبکه ملی محدود، دسترسی به این ابزارهای حیاتی را غیرممکن میکرد. حتی ابزارهای پشتیبان مانند شبکههای ماهوارهای و مش نتوانستند کاملا جایگزین ارتباط مستقیم با بلاکچین جهانی شوند.
نتیجه این دوگانگی برای صرافیها، افزایش ریسک عملیاتی و فشار بر تیمهای امنیتی بود، در حالی که بازار تحت شرایطی بیسابقه و نامطمئن ادامه داشت. این تجربه نشان داد که حتی نهادهای مالی غیرمتمرکز نیز نمیتوانند در شرایط بحرانی بدون زیرساخت ارتباطی پایدار به طور کامل عمل کنند.
در واقع، اینترنت جهانی همچنان رکن اصلی عملکرد بلاکچین است، نه یک ابزار اختیاری.
چرا این قطعی با بحرانهای گذشته متفاوت بود؟
قطعیها و محدودیتهای اینترنتی در ایران سابقه دارد؛ برای مثال در سال ۲۰۱۹ نیز اینترنت سراسری برای سرکوب اعتراضات قطع شد، اما ابعاد و مدت زمان آن قابل مقایسه با خاموشی ژانویه ۲۰۲۶ نبود. در آن دوره، اینترنت بینالمللی برای چند روز قطع شد، اما بخشهایی از ارتباطات داخلی و حتی دسترسی محدود به شبکه جهانی باقی ماند. در مقابل، خاموشی ۲۰۲۶ به سرعت به یک قطع سراسری و تقریبا کامل تبدیل شد، به نحوی که نهادهای مانیتورینگ بینالمللی گزارش دادند دسترسی به اینترنت بینالملل به نزدیک ۱ درصد از سطوح عادی سقوط کرد و حتی سرویسهای ماهوارهای با مزاحمتهای شدید مواجه شدند.
تفاوت بعدی در شدت اقتصادی قطعی بود: در دورههای قبلی، فعالیتهای رمزارزی و اقتصادی دیجیتال کشور هنوز به نوعی میتوانستند جریان خود را حفظ کنند، اما در این خاموشی جدید، ۷ میلیون کاربر کریپتو در ایران به طور مستقیم از دسترسی به پلتفرمهای معاملاتی محروم شدند و جریان تراکنشها قطع شد. علاوه بر این، بحران ارزی و سقوط بیسابقه ارزش ریال در همان دوره باعث شد که تقاضا برای داراییهای غیرریالی مانند رمزارزها افزایش چشمگیری داشته باشد، در حالی که دسترسی به بازارها برای انجام تراکنش به شدت محدود شده بود. به همین دلیل، بحران ۲۰۲۶ را باید از نظر مدت، عمق و تاثیر اقتصادی یک رویداد بسیار متفاوت و چشمگیر نسبت به خاموشیهای گذشته دانست؛ تجربهای که پیامدهای آن نه فقط برای چند روز بلکه برای چندین ماه در رفتار بازار و تجربه معاملهگران ثبت خواهد شد.
درسهایی برای کاربران و پلتفرمها در مواجهه با قطع ارتباط
تجربه خاموشی گسترده اینترنت، درسهای مهمی برای اکوسیستم کریپتو در ایران (و حتی کشورهای دیگر) برجای گذاشت. اول از همه این که بدون اینترنت جهانی، حتی بلاکچینهای غیرمتمرکز نیز نمیتوانند کار کنند؛ تراکنشها نه میتوانند broadcast شوند و نه تایید شوند، و این موضوع نشان داد که وابستگی به ارتباط اینترنتی پایدار یک پیشنیاز عملیاتی ضروری برای رمزارزها است.
دوم این که پلتفرمها باید ابزارهای جایگزین و راههای پشتیبان را توسعه دهند؛ استفاده از فناوریهای ماهوارهای یا شبکههای مش میتواند تا حدی فراهمکننده دسترسی محدود به شبکه بلاکچین باشد، اگر چه این راهحلها هنوز محدودیتهای حقوقی و فنی خاص خود را دارند.
همچنین از نظر اکثر کاربران، این تجربه یادآور این نکته شد که تنوعبخشی به استراتژیهای دسترسی و نگهداری داراییها حیاتی است؛ داشتن تنها یک ابزار یا اتصال اینترنتی میتواند خطرآفرین باشد، به خصوص در شرایط عدم اطمینان سیاسی یا تکنولوژیک.
بازار جهانی با دسترسی محلی صفر
خاموشی گسترده اینترنت در ایران نشان داد که حتی در بازارهای غیرمتمرکز و ۲۴ ساعته جهانی، عدم دسترسی محلی میتواند معاملهگران و کاربران را فلج کند. داراییها قابل مشاهده بودند، اما تراکنشها و عملیات مدیریت دارایی عملا متوقف شد. این تجربه، ارزش اتصال پایدار به شبکههای جهانی را برای حفظ عملکرد صرافیها و مدیریت ریسک نمایان کرد و درسهای مهمی برای کاربران و پلتفرمها به دنبال داشت.