ریسک در دنیای مالی به معنای احتمال ضرر است. نه خود ضرر، ریسک است و نه بالا رفتن یا پایین آمدن قیمت: بلکه ریسک یعنی عدم قطعیت در مورد سود و ضرر.

دارایی بدون ریسک چیست؟

بیایید یک دارایی بدون ریسک را در نظر بگیریم. مثلاً اوراق خزانه دولتی (یا اگر تصورش برایتان راحت‌تر است، سپرده بانکی) را در نظر بگیرید. ما به این اوراق، دارایی بدون ریسک می‌گوییم، زیرا بازده آن تضمین‌شده است و زمانی که آن را بخرید، بازده (اسمی) آن بازدهی است که شما در انتهای دوره دریافت می‌کنید. اینجا هیچ عدم قطعیتی در مورد بازده (به شرطی که فرض کنیم دولت یا بانک زیر قول خود نمی‌زند) وجود ندارد. از همین رو، به این نوع دارایی، دارایی بدون ریسک می‌گوییم. البته اگر تغییرات نرخ تورم را در نظر بگیریم، بازده واقعی این دارایی هم نوسان دارد.(میانگین بازده واقعی = بازده اسمی – نرخ تورم)

دارایی‌های پرریسک و مفهوم نوسان‌پذیری

از سمت دیگر، دارایی‌ای مانند بیتکوین، یک دارایی با نوسانات بالا است. ممکن است شما بیتکوین بخرید و پس از دو روز، بیتکوین مقدار قابل توجهی از قیمت خرید شما پایین‌تر بیاید. هر چه عدم قطعیت در مورد بازده آینده‌ یک دارایی بیشتر باشد، ریسک بالاتری دارد. از این رو، یکی از معیارهای مورد استفاده در دنیای مالی برای سنجش ریسک، انحراف معیار توزیع بازده است. ما به این معیار، نوسان‌پذیری دارایی می‌گوییم.

به زبان ساده، این عدد به ما می‌گوید که در گذشته چقدر بازده این دارایی پراکنده یا متمرکز بوده است. مثلاً یک صندوق درآمد ثابت با بازدهی روزانه 0.006، صرف نظر از شرایط بازار، ریسک کمی دارد؛ چون تمامی بازده آن در حوالی این عدد 0.006 متمرکز است. در مقابل می‌توان بیتکوین را مثال زد که به راحتی می‌تواند در یک روز مثبت 5 یا منفی 5 درصد نوسان کند. این یک مدل تک‌متغیره برای سنجش ریسک است، زیرا تنها بازده خود دارایی را در نظر می‌گیرد.

گذار از مدل تک‌متغیره به مدل چندمتغیره

حالا که می‌دانیم ریسک را چطور می‌شود اندازه گرفت، می‌توانیم یک مرحله جلوتر برویم و عوامل موثر بر ریسک را بررسی کنیم. اینجا می‌توانیم مدل‌های چندمتغیره برای سنجش ریسک دارایی بسازیم. ریسک یک دارایی به عوامل زیادی بستگی دارد، عواملی که باعث کم و زیاد شدن بازده آن می‌شوند. مثلاً یک دارایی مثل طلا، به ریسک سیاسی دنیا وابسته است، زیرا طلا همیشه یک پناهگاه امن برای دارایی‌ها در زمان تلاطم سیاسی بوده است. در نتیجه، نوسان‌پذیری طلا به عواملی مثل سطح تلاطم سیاسی در دنیا وابسته است.

ما می‌توانیم بر اساس عوامل مختلفی که بر بازده یک دارایی اثرگذار هستند یک سری «فاکتور» تعریف کنیم. این پایۀ یکی از روش‌های نوین سرمایه‌گذاری، به نام سرمایه‌گذاری بر پایه‌ فاکتورها است(Factor Investing). مثلاً فرض کنید که ما چهار فاکتور برای بالا یا پایین رفتن طلا شناسایی کنیم: نرخ بهره، انتظارات تورمی، ریسک سیاسی و قیمت انرژی. در این صورت بازده و همچنین نوسان‌پذیری طلا به این عوامل بستگی دارد. ما می‌توانیم اثر هر کدام از این فاکتورها بر بازده را کمّی کرده و یک مدل ریاضی برای بازده طلا بر اساس حساسیت بازده طلا به تغییرات هر فاکتور بسازیم.(Factor Loading Matrix)

مثلاً فرض کنید که ما می‌دانیم که با افزایش یک درصد انتظارات تورمی در بازارهای مالی، قیمت طلا x% افزایش پیدا می‌کند. اینجا ما علاوه بر نوسان‌پذیری طلا، یک مفهوم جدید برای سنجش ریسک طلا یافته‌ایم: میزان حساسیت طلا به انتظارات تورمی. در اینجا مدل ریسک ما یک مرحله پیشرفت کرده است.

به جای فقط در نظر گرفتن طلا و اندازه‌گیری نوسان‌پذیری آن، ما عوامل و فاکتورهای موثر بر بازده را محاسبه کرده و الان مدل ریسک ما می‌تواند بگوید ریسک طلا نسبت به تغییر انتظارات تورمی چه مقدار است. در نتیجه، مدل ریسک چندمتغیرۀ ما، می‌گوید که ریسک طلا نسبت به تغییرات هر عاملی در دنیای واقعی چیست.

بتا؛ سنجه ریسک سیستماتیک سهام

بگذارید یک مثال دیگر بزنیم. یکی از عوامل و فاکتورهای موثر بر بازده یک سهام در بازار بورس، بازده کل بازار است. ما بازده کل بازار را با میزان بالا یا پایین رفتن شاخص بورس می‌سنجیم. در نتیجه، یکی از مهم‌ترین فاکتورها برای سنجش ریسک یک سهام در بازار بورس، بتای آن سهام است. ممکن است بپرسید بتای یک سهام چیست؟ جواب این است که بتا همان درصد حساسیت بازده سهام به بازده شاخص کل است.

مثلاً فرض کنید شاخص سهام 2 % بالا برود، در این صورت سهمی که بتای 1.5 داشته باشد، در آن روز حدود 3 % بالا می‌رود. از سمت دیگر ، اگر شاخص 2 % ریزش کند، آن سهم در آن روز حدود 3 % می‌ریزد.(به شرطی که نوسانات خاص آن سهم و فاکتورهای دیگر را نادیده بگیریم)

بتا یکی از عوامل سنجش ریسک است و به ما می‌گوید که سهام ما چقدر نسبت به کل بازار ریسک بالاتر یا کمتری دارد. هر چه بتا بالاتر، ریسک بیشتر.

رابطه خطی بین ریسک و بازده

یک نکته قابل توجه، رابطۀ خطی بین ریسک و بازده است: یعنی هر چی ریسک بیشتر باشد، بازده هم بیشتر است. شما ممکن است که یک سهام با بتای 2 را خریداری کنید، و زمانی که کل بازار سهام مثبت است، از سود مازاد بر بازار بهره‌مند شوید، اما در صورتی که بازار بازده منفی داشته باشد، شما بیشتر از کلیت بازار ضرر خواهید کرد. این رابطه مستقیم بین ریسک و بازده است.

شما در این مقاله با مدل‌های تک متغیره سنجش ریسک و مدل‌های چند متغیره آشنا شدید. در مقاله‌ بعدی در مورد راه‌های مدیریت ریسک صحبت خواهیم کرد.